امید دوباره زندگی ما پارمیسا

عشق کوچولوی مامان

13 ماهگی امید زندگی

پارمیسا جان مامان 1 ماه از یکسالگیت گذشت دختر خوشگلم چرا اینقدر زود داری بزرگ میشی عشقم  الهی فدات بشم مهربون مامان می بینی اینماه با 8 روز تاخیر از ماهگردت دارم برات خاطره  می نویسم اخه برای محرم وعزاداری رفته بودیم شهرستان هیئت بیشتر از 10 روز هم من وپارمیسا موندیم که خیلی هم خوب بود هرشب با ننه ای و خاله اینها  میرفتیم هیئت تازه شام نذری هم می خوردیم که پارمیسا خیلی دوست داشت . یه خبر خیلی خوب هم اینکه پارمیسا جان چهارشنبه 29/7/94 یعنی 7 محرم خودش دستش از مبل برداشت و تنهایی چند قدم راه رفت الهی فدات بشم دخترم دیگه خودش می گه تاتا و یه کم هم راه میره ولی هنوز کامل نمیره پارمیسا خانم تازه کلی هم شیطون شده ولی هر...
9 آبان 1394
1